X
تبلیغات
رایتل

دل نوشته ها و خاطرات

                                                 به نام او

 سلام

همیشه به این فکر میکردم که چرا بعضی ادما انقدر شانس میارن!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واااااای دلم میخواست اونایی که صبح وقتی چشماشونو باز میکنن ! تا شب شانس میارن و خفه کنم و انقدر بزنمشون که از شانس اووردنشون خجالت بکشنو به غلط کردن بیفتن!!!!!!! 

واما بمیرم برای اونایی که صبح تا چشماشونو باز میکنن از اسمون و زمین براشون میباره!!!!واااای نه تنها شانس ندارن بلکه چپ میرن راست میان ضایع میشن!!!فکر کن بد شانسی کم چیزیه!؟ضایع شدن هم بهش اضافه بشه!!(چه حالی میکنه طرف)   

اینجا یه مثال میزنم که دیگه قشنگ مطلبو بگیری و اونم اینه که دوست جنابعالی با این که تلاش و زحمتش از خودت کمتر بوده! رتبش بالاتر میشه یا اینکه یه دانشگاه بهتر میفته!اینجاس که باید واقعا یا به خودت شک کنی یا به دوست محترمت!!!!(حالا راستشو بگو نمیخوای خفش کنی؟؟؟

 

 بعضی وقتا هم پیش میاد یه نفر که نه تنها ما ازش هیچ انتظاری نداریم!بلکه خودشم به خودش شک داره یه جوری پیشرفت میکنه که خودشم هنوز توش مونده چه برسه به ما!!!!اونوقته که بیچاره رو مببندیم به بد و بیراه و میگم اون شانس اورده وگرنه اون که نمیتونست دماغشو بکشه بالا؟؟؟!!!!!(شایدم پایین!بالاخره نمیتونست دیگه) 

نمیخوام بگم من از این افرادی که این خصوصیت اخلاقی رو دارن مستثنا هستم اما یه کم که بهتر هستم!!!!الانم به یه چیزی رسیدم و این مطلب برام کاملا روشن شده= این شانس نیست که فقط یه‌‌بار در خونه ادمو میزنه!با اجازتون بخت و اقباله! خیلی وقتا که نمیشه گفت!پس میگم همیشه همیشه همیشه حکمت خدا توش دخیله و اگر چیزی جز این باشه باید به عقل خودت شک کنی!! 

بیا همین جا یه تصمیم بگیرم و سعی کنیم وقتی یکی شانس!!!!!!!میاره نبندیمش به باد کنایه و تحقیر.با این که هیچوقت نمیشه شانس و نادیده گرفت!!!!!!وشانس هم همیشه وجود داره فقط برای بعضیا شده مثل رویا....

  

خاطرات این چند روزه!!!!! 

انقدر تو این چند روز برام اتفاقای متحیرالوقوع!!رخیده!که حدو حساب نداره!!!!! 

همین چند روز پیش بود که از یه شخص به اصطلاح تحصیل کرده انتقاد کردم!اونم تو کلاس!!!!!! رفتم بالای صندلی(حالا بماند که دوستام گفتن تو خودت برنج محسنی!دیگه چرا میری بالای صندلی؟!!!) وبه همه فیض رسانی کردم و هر چه دل تنگم میخواست گفتم.......بعدش هم نمیدونم چه جوری فرد تحصیل کرده مذکور متوجه شدو ................دیگه تا اخرشو خودتون برید..(شانسو که داشتی!) 

 چهارشنبه هم تا همین دیشب یه اردوی ۲روزه تو جیهی داشتیم(من یکی که خیلی  توجیه شدم طوری که از دیشب تا همین امروز صبح گلاب روتون داشتم بالا میاووردم!!!!!!انگار جونم از معدم اژانس گرفته بود تا از حلقم بپره بیرون!!!خیلی سخت گذشت و دانشگاه هم نرفتم)ولی خییییییییییلی خوش گذشت!خیلی زیاد!چون من و دوستام از خنده همش کف زمین پخش بودیم!تو این دو روز نه تنها صبح تا شب استادان گرامی سخنرانی میکردن بلکه شب تا صبح هم دوستان گرامیم! مارو با سخنان پر بارشون!!!ول نمیکردن!(خدایی دوستامم مثل خودم خیلی جُک تشریف دارن!) یکی از دوستان دیگه هم تا پامونو گذاشتیم اونجا رفت گوشیشو گذاشت که مثلا شارژ بشه اما وقتی رفت دنبالش پیداش نکرد! تا اینکه صبح روز بعد خبر دادن که تو چاه دستشویی یک عدد گوشی پیدا شده !!حالا این که گوشی که به شارژ بوده پس چه جوری تو چاه دستشویی پیدا شد هنوزم خودمون نفهمیدیم! 

 با این که خیلی اتفاقای دیگه برام افتاده اما به جون خودم انقدر حرف زدم که دارم بالا میارم!وهنوز هم حالم از دیشب تا حالا خوب نشده(دیگه ببین اگه حالم خوب بود چقدر مینوشتم!!!)

حالا دیگه بریم سر رسم همیشگی!!!! 

 

یه نکته قشنگ=یک انسان با ایمان؛معادل ۹۹ فرد علاقه مند است{جان استوارت میل} 

 

مادر بزرگانه=مامان بزرگ هنوزم رو شرط قبلیش پا فشاری میکنه!وهمش تکرار میکنه:ایمان ایمان ایمان؛میگه اوال به خودت ایمان بیار تا بتونی ایمانتو به یکی دیگه فریاد بزنی... 

 

حدیث=خداوند رحمت کند؛انسانی را که قدر و اندازه خود را بشناسد و پای از مرزش فراتر ننهد!(امام علی ص )

 

 

 دل نوشته=خداوندا؛سرنوشت مرا خیر بنویس؛تقدیری مبارک؛؛ تا هر چه را تو  دیر میخواهی زود نخواهم و هر چه را تو زود میخواهی دیر نخواهم.{دعای عرفه} 

 

یه بیت شعر={تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن 

 

                 در جهان گریاندن اسان است؛اشکی پاک کن}  

 

صلوات= یه صلوات بفرست برای اینکه خدا کمکت کنه تا همیشه عاشق باشی!عاشق خودش. 

 

تشکر=از افرادی که پاشونو از گلیمشون دراز تر نمیکنن؛از کسانی که اشک کسی رو در نمیارن و اونایی که همیشه عاشقن!یه عشق پاک و واقعی...  

 

 

 معرفی کتاب=میخوام از این به بعد یه کتابم معرفی کنم!چون خودم عاشق کتابم؛درست یک ماه پیش تو کلاس روی میز دوستم یه کتاب دیدم که کلی جیق و داد کردم!اخه هم تعریف این کتاب و  شنیده بودم و هم اینکه وقت نداشتم برم بخرمشو میگفتم اگه بخرمش وقت نمیکنم که بخونمش!!!!!!ابه هر حال هر جوری بود کتابو از دوستم به امانت گرفتم!!!لانم با اینکه ۴۰ فصله با کلی اضافه کاری تا فصل ۱۰ رو خوندم!با شخصیتش خیلی جاها گریه کردمو خیلی وقتا هم بهش حسودیم شد!اخه تا چه اندازه یه ادم میتونه قوی باشه!کسی که عاشقانه جنگیده با دشمنش و حتی با زندگیش!فکر کنم تا الان حدس زده باشی چه کتابیه!اره رمان.........دا؛من خودم تا حدودی رمان زیاد خوندم ؛همین رمان های عاشقانه کلیشه ای مسخره که فقط تو کتابا باید دنبال یه همچنین عشق هایی گشت!!!اما این رمان یه عشق دیگرو به تصویر میکشه؛عشق به زندگی به وطن.    

 

دعا= فقط کافیه یکم دستات و ببری بالا و از ته دل دعا کنی اونوقته که...........(التماس ۲عا نه ۳عا نه ۴عا خلاصه هرچی کرمته دیگه) 

 

اگه تا اخر مثل بچه ی خوب اپ این بارمو خوندی ممنووووووووووووووووون اگرم کامل نخوندی بگو قرار بزاریم تا یه فصل کتک بخوری!!!! 

  

انشاالله ماه دیگه اپ جدید میکنم گوش شیطون کر...دلم براتون خیلی تنگ میشه ولی چاره ای نیست پس خدا نگهداااااااااااااار.

نوشته شده در شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388ساعت 03:14 ب.ظ توسط محیا نظرات (89)


Design By : Pichak